هنوز نفس میکشیدم ... قرار بود این جمله امیدی باشد که فراموش کنم، فراموش کنم چیزی یا کسی را در گذشته ... و مثل یک تلفن همراه دکمه بازگشت به تنظیمات کارخانه را لمس کرده و از آن به بعد بشوم یک من جدید... که اگر قبل ترها به امید کسی نفس کشیده بودم ؛ حالا... امید به زندگی شده بود اینکه همه میگفتند" تو هنوز زنده ای" . خب راست میگفتند؛ 
برچسب:
نویسنده: ماهان توکلی
تاريخ: شنبه
26 اسفند
1396 ساعت: 16:15